تبليغاتX
مدیون خدا

مدیون خدا

دست های خالی را ؛ الهی بپذیر و درگذر...که جز تو کس نمی گذرد و نمی پذیرد

آرامش

خدایا ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

بیشتر عمرم در جست و جوی مفهوم و هدف زندگی سپری شد .

می دانم که این جست و جو برای خودم نبود برای تو بود .

خدایا خودت میدانی آرامشی را که در اشتیاقش هستم ،

فقط در حرف زدن با تو میتوانم پیدا کنم.

وقتی به یاد می آورم که چقدر مرا دوست داری

به احساسی از عشق و محبت دست می یابم که انقلابی در وجودم به پا می کند

و من می دانم که حضور تو فراتر از شکل و فرم است

چون در همه جا حضور داری......

من عاقل تر شده ام و از تجاربم درس عبرت گرفته ام .

من کشف کرده ام که سیر و سفرم صرفا برای پیدا کردن تو نیست.

چون تو هر لحظه با من هستی.

خدای عزیزم♥♥♥♥

تو حالا در کنارم هستی و می دانم که آرامش خیال ناشی از با تو بودن، چه موهبتی برای من است

« هم اکنون حضور خدا را در کنارم احساس می کنم و از آرامش بر خوردارم.»

 
+ نوشته شده در  90/08/01ساعت 1:2 بعد از ظهر  توسط گل مرداب  | 

جواب نیوتون!

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا دانشجویانش را به مبارزه بطلب

اوپرسید : آیا خداوند هر جیزی را که وجود دارد ، آفریده است ؟

دانشجویی شجاعانه پاسخ داد : بله.

استاد پرسید : هر چیزی را ؟

پاسخ دانشجو این بود : بله هر چیزی را .

استاد گفت : در این حالت ، خداوند شر را آفریده است . درست است ؟


زیرا شروجود دارد .

برای این سوال ، دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند .


استاد از این فرصت حظ برده بود که توانسته بود یکبار دیگر ثابت کند


که ایمان و اعتقاد فقط یک افسانه است .

ناگهان ، یک دانشجوی دیگر دستش را بلند کرد و

گفت : استاد ، ممکن است که از شما یک سوال بپرسم؟

استاد پاسخ داد : البته .

دانشجو پرسید : آیا سرما وجود دارد ؟

استاد پاسخ داد : البته ، آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید ؟

دانشجو پاسخ داد : البته آقا ، اما سرما وجود ندارد .


طبق مطالعات علم فیزیک ، سرما عدم تمام و کمال گرماست .

 و شئی را تنها در صورتی می توان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد .


و این گرمای یک شئی است که انرژی آن را انتقال می دهد .


بدون گرما ، اشیاء بی حرکت هستند ، قابلیت واکنش ندارند .


پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم .

دانشجو ادامه داد :

آیا تاریکی وجود دارد؟

 و تا استاد پاسخ داد : تاریکی وجود دارد .


دانشجو گفت : شما باز هم در اشتباه هستید ، آقا .


تاریکی فقدان کامل نوراست . شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید ،


اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز تنوع رنگهای مختلف را


نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور ، نور می تواند تجزیه شود .


تاریکی لفظی است که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم


و سرانجام دانشجو پرسید : و شر ، آقا ، آیا شر وجود دارد ؟

 خداوند شر رانیافریده است . شر فقدان خدا در قلب افراد است ،

شر فقدان عشق ، انسانیتو ایمان است . عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند .

 آنها وجود دارند .فقدان آنها منجر به شر می شود .

و حالا نوبت استاد بود که ساکت بماند .


نام این دانشجو آلبرت انیشتین بود

+ نوشته شده در  90/07/03ساعت 0:34 قبل از ظهر  توسط گل مرداب  | 

خدای من زیباست




دیوارهای خالی اتاقم را

از تصویرهای خیالی او پر می کنم

خدای من زیباست....

خدای من رنگین کمان خوشبختی ست

که پشت هر گریه

انعکاسش را

روی سقف اتاق می بینم

من هیچ

با زبان کهنه صدایش نکرده ام

و نه لای بقچه پیچ سجاده رهایش

او در نهايت اشتياق به من عاشق شد و...

من...

در نهايت حيرت.

حالا گاه گاهي كه به هم خيره مي شويم

تشخيص خدا و بنده چه...

سخت است.
 
+ خداجونم آماده ای یه نگاهی پر از مهر به من بندازی؟
+ نوشته شده در  90/03/28ساعت 5:13 بعد از ظهر  توسط گل مرداب  |